افتتاح کتابخانه با دختران کلا س دومی

سال قبل بود که دختران کلاس دومی ما تازه قلم در دست گرفتند و خواندن و نوشتن یاد گرفتند....

حالا با سواد‌های کوچک مدرسه شدند مسئول کتابخانه....

دو ماه باهم در دنیای کتاب زندگی کردیم. از کتاب‌ها گفتیم و تماشا کردیم....

کتابخانه دبیرستان و کتابخانه پارک شهر را از نزدیک دیدیم و راجع به کتاب‌ها و فضای کتابخانه حرف زدیم...

حالا وقت این بود که دخترانمان برای کلاسشان یک کتابخوانه کوچک درست کنند...

کتاب‌‌هایشان را آوردند و کتابخانه کلاس را چیدند و هرکسی می‌توانست کتابی را به امانت بگیرد..‌.

دخترانمان آنقدر با کتاب و کتابخوانی انس گرفتند که وقتی طی یک نمایش فردی از آنها خواست که کتاب‌های غیر مفید یا کارتون و بازی را جایگزین کنند قبول نکردند و عزمشان را بیشتر جزم کردند برای هدفشان...

قبل از هرچیز تصمیم گرفتند که هرکلاس تابلویی از کتاب‌های کوچک درست کند و در آن کتاب های خوب معرفی کندحالا کتابخوان‌های کوچک ما حالا ذهنشان آماده بود برای تجهیز و درست کردن کتابخانه مدرسه....

باهم راهی فروشگاه کتاب شدیم...

باید بین آن همه کتاب می‌گشتند و مناسب ترینشان را پیدا می‌کردند.پیدا کردن قیمت و جمع زدن آنها و حساب کردن پول کتاب‌ها کار بعدی‌شان بود....
قبلا از شناسه کتاب‌ها و طبقه بندی آنها باهم حرف زده بودیم ، پس وقتش بود کتاب‌هایی که خریدند بخوانند تا موضوع آنها را متوجه شوند برای برچسب زدن روی آنها....
برای پذیرایی روز جشن، سر کلاس علوم، با یادگرفتن تغییر حالت ماده ، شکلات آجیلی درست کردند.بالاخره بعد از این روند شیرین که کنار هم گذراندیم، رسیدند به روز افتتاح کتابخانه  و میزبانی از دوستان کلاس اولی شان.


hjm_km.mp4 | دانلود

برچسب ها

ثبت دیدگاه