برنامهی جشن "*مبعث پیامبر*" در مدرسه ما با یک نمایش شروع شد...
نمایشی از زمان نوجوانی امام خمینی(ره)...
که نمایانگر ایستادگی امام بود در برابر دوستی که به دوست دیگرش ظلم میکرد...
اما چرا این نمایش؟!دختران دورهدوم ما بعد از دیدن نمایش به غرفههایی رفتند که پاسخ این سوال بود...در غرفهی روایتگری از پیامبر شنیدند...
از زندگی ایشان در عصر جاهلیت...ز
مانی که به فرمان رؤسای قبایل دختران را زنده به گور میکردند.خداوند ایشان را مبعوث میکند و رسالتشان را برپایی عدل و داد در تمام جامعه قرار میدهد...
در فضای ملتهب آن روزگار، پیامبر در مقابل زور و استبداد ایستادگی کردند. از جمعهای کوچک شروع کردند و مردم را به یکتاپرستی دعوت کردند و به مردم آموختند که از هیچ چیز نباید ترسید و تردیدی به دل راه داد...زیرا پیروزی و عاقبت بخیری مخصوص مؤمنانی است که فقط از خدا و فرمان او پیروی میکنند و در مقابل ظلم ظالمان ایستادگی میکننددخترها در غرفهی نقاشی از نوجوانی حضرت علی (ع) شنیدند...
از نوجوانی ۱۰،۱۱ ساله که در همان سنین دومین کسی بود که به پیامبری، حضرت محمد (ص) ایمان آورد و مسلمان شدو از همان سن در برابر جاهلیت و ظلم ایستادگی کرد...
تکههایی از یک داستان را دریافت کردند و آن صحنه را نقاشی کردند...
مبعث رسول اکرم هدیهای به تمام بشریت است...
و این تجربه در عصر ما و برای ملت ایران هم اتفاق افتاد در این عصرهم کسی بود که در برابر ظلم و استکبار بلندشد و ایستادگی کرد...
مردم را بیدار کرد و متحد کرد و امیدها را دوباره زنده کرد برای تاسیس یک حکومت اسلامی...ایشان امام خمینی (ره) بودند که آرزوی تمام اهل بیت را برآورده کردند و نظام اسلامی را تشکیل دادند...
و حالا این امانت به دست ماست و ما باید متحد شویم و کاری کنیم که این حکومت و این نظام با قدرت به دست امام زمانمان برسد...اگر ما در خط بعثت حرکت کنیم کارهای ناممکن را ممکن خواهیم کرد...